شیلا توبیاس، که «اضطراب ریاضی» را تعریف کرد، در ۸۶ سالگی درگذشت

هنگامی که شیلا توبیاس سال اول تحصیلی خود را در کالج رادکلیف در سال 1954 به پایان رساند، استاد او در یک دوره علوم طبیعی به او به خاطر عملکردش تبریک گفت. اما برای سال‌ها او نگران بود که او را تشویق نکرده بود که در کلاس‌های علمی بیشتری شرکت کند. وقتی سرانجام از او پرسید، او گفت که پیشینه علمی محدود او قبلاً او را واجد شرایط شغلی علمی نمی کند.

او در سال 2020 به مجله Physics Today گفت: «فکر می‌کنم هر کاری که از آن زمان تاکنون انجام داده‌ام از هیجان آن دوره و در بسته شدن در بدون تقصیر من سرچشمه می‌گیرد.» «من باید یک فمینیست می‌شدم و با زنانی مثل خودم ملاقات می‌کردم. در حرفه خود ناکام ماندند.»

این تجربه، دو دهه بعد، الهام‌بخش او شد تا آنچه را که «اضطراب ریاضی» می‌نامید، کشف کند: عصبانیت‌هایی که باعث می‌شد دانش‌آموزان باهوش، عمدتاً دختران، از ریاضیات اجتناب کنند، زیرا ریاضیات سخت‌تر می‌شد. او در سال 1976 در مجله خانم در مقاله ای درباره این مفهوم نوشت که گلوریا استاینم، رهبر جنبش زنان و بنیانگذار این نشریه، به قول خودش «یکی از مهم ترین آثاری است که ما تا به حال منتشر کرده ایم» در مصاحبه ای با روزنامه آریزونا The Tucson Citizen در سال 2007.

خانم استاینم گفت: «او برای اولین بار توضیح داد که ذهن ریاضی بیش از ذهن تاریخ وجود ندارد. “فقط این است که مردم به روش های مختلف یاد می گیرند.”

در مقاله خانم، خانم توبیاس نوشت: «اضطراب ریاضی یک نقص جدی است. این از مادر به دختر با ولع و لذت پدر منتقل می شود. (او با علاقه می گوید: «مادر شما هرگز نمی تواند یک دسته چک را متعادل کند.) سپس، وقتی یکی از همکاران آن را در یک کارمند تشخیص داد، با این تهدید که شغل جدید شامل برخی کارها می شود، می تواند از هر تلاش یا وظیفه جدیدی منع شود. داده ها یا جداول یا توابع.”

خانم توبیاس که مقاله را به کتابی با عنوان “غلبه بر اضطراب ریاضی” (1978) گسترش داد، در 6 ژوئیه 2021 در خانه سالمندان در توسان درگذشت. او 86 سال داشت. مرگ او در آن زمان به طور گسترده گزارش نشده بود. اخیراً توسط نویسنده و روزنامه نگار کلارا بینگهام به نیویورک تایمز جلب شده است، او زمانی که به دنبال مصاحبه با خانم توبیاس برای یک پروژه تاریخ شفاهی در مورد جنبش آزادی زنان بود، از آن مطلع شد.

ماری تومیزوکا، دخترخوانده خانم توبیاس، گفت که علت آن عوارض هماتوم ساب دورال ناشی از زمین خوردن بوده است.

از خانم توبیاس پسر خوانده هایش فرانک، دیوید و جان تومیزوکا و 13 نوه نیز به یادگار مانده است. ازدواج او با کارل تومیزوکا، فیزیکدان، با مرگ او در سال 2017 به پایان رسید. آنها با هم «شکستن سد علم: چگونه علوم را کاوش و درک کنیم» (1992) نوشتند. ازدواج قبلی، با کارلوس استرن، به طلاق ختم شد.

خانم توبیاس در سال 1970، سالی که زنان برای اولین بار از سال 1909 در کلاس اول دانشگاه پذیرفته شدند، استادیار دانشگاه وسلیان شد. اندکی بعد، او شروع به مطالعه ریز نمرات دانشجویان دختر کرد و متوجه یک الگوی نگران‌کننده شد: آنها از ریاضیات اجتناب می‌کردند. ، یا هر رشته دیگری که نیاز به دانش ریاضی دارد، مانند فیزیک، شیمی یا اقتصاد.

او به Physics Today گفت: “دختران دانشگاهی باهوش و جاه طلب فقط از مقدار کمی خارج می شدند.”

در سال 1975، خانم توبیاس یک کلینیک برای مقابله با اضطراب ریاضی در Wesleyan افتتاح کرد و به یاد آورد که نمادهای ریاضی را روی تخته سیاه نوشت و از دانش آموزان پرسید: “آیا اینها برای شما خصمانه به نظر می رسند؟”

خانم توبیاس دریافت که اگرچه اضطراب ریاضی مردان را نیز تحت تأثیر قرار می دهد، اما او آن را در زمانی که جنبش زنان در خط مقدم بود، به عنوان یک موضوع فمینیستی مطرح کرد.

او به Physics Today گفت: “من در مورد ریاضی به عنوان نمونه ای از اصطلاح فمینیستی “درماندگی آموخته شده” صحبت می کردم، و اینکه چگونه مردان ما را از قدرت دور نگه می داشتند زیرا درماندگی آموخته شده ما را از رقابت کامل ناتوان می کرد.

شیلا توبیاس در 26 آوریل 1935 در بروکلین از خانواده پل و رز (اشتاین برگر) توبیاس به دنیا آمد.

پس از دریافت مدرک لیسانس در تاریخ و ادبیات در رادکلیف در سال 1957، به عنوان روزنامه نگار در آلمان مشغول به کار شد. او در سال 1961 مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته تاریخ از دانشگاه کلمبیا گرفت و در روزنامه نگاری چاپی و تلویزیونی کار کرد. دانشگاه کرنل در سال 1967 دستیار خود را به معاونت امور دانشگاهی منصوب کرد.

در همان سال او به سازماندهی کنفرانس کرنل در مورد زنان کمک کرد که در آن بتی فریدان، نویسنده «رمز زنانه» (1963) شرکت کرد. خانم توبیاس همچنین یک دوره مطالعات زنان را تدریس می کرد که گمان می رود یکی از اولین دوره ها در کشور باشد.

او در سال 1970 کرنل را ترک کرد و به وسلیان پیوست و هشت سال در آنجا ماند. او همچنین مشاور دپارتمان‌های ریاضی در کالج‌ها و نویسنده (به همراه پیتر گودینوف، استفان لیدر و شله لیدر) کتابی شد که به دنبال ابهام‌زدایی از ارتش بود: «آن‌ها برای کره شما چه نوع تفنگ‌هایی می‌خرند؟ راهنمای دفاع، تسلیحات و هزینه های نظامی» (1982).

جودیت استیم در مورد این کتاب در مجله گزارش فصلی زنان و نظامی نوشت: «توسل به عقل شیرین است، نه ترس، خشم، خشم یا شوونیسم». «با انتشار این جلد، همه ما بهانه های خود را از دست داده ایم. هر یک از ما می توانیم به راحتی برای بحث مسلح شویم.»

خانم توبیاس در تحقیقات خود در مورد اضطراب ریاضی متوجه شد که بسیاری از دانشجویان ترس مشابهی از علم دارند. این منجر به کتاب “آنها احمق نیستند، آنها متفاوت هستند: تعقیب ردیف دوم” (1990) شد، که در زمانی که او برای شرکت تحقیقاتی در توسان کار می کرد، نوشته شد. این کتاب به بررسی این موضوع پرداخته است که چرا دانش آموزان علم را برای دروس دیگر رها می کنند. به عنوان بخشی از تحقیقات خود، او به دانشجویان فارغ التحصیل هنرهای لیبرال پول داد تا دوره های شیمی و فیزیک سال اول را در دانشگاه آریزونا و دانشگاه نبراسکا بگذرانند و تجربیات خود را یادداشت کنند.

او در سال 1991 به هارتفورد کورانت گفت: “آنچه آنها دریافتند این بود که بیشتر دوره ها به طور غیرقابل معذرت رقابتی، انتخابی و ترسناک باقی می مانند.”

او متوجه شد که برخی از دانش‌آموزان – زن و مرد – به دلیل اینکه زمان زیادی صرف مطالعه فرمول‌ها می‌شود بدون اینکه بدانند چرا آن‌ها را یاد می‌گیرند، از علم خارج شده‌اند. برخی دیگر گفتند که دوره های علمی نتوانستند آنچه را که می آموزند با دنیای بزرگتر مرتبط کنند.

خانم توبیاس درباره مطالعات جنگ و صلح در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی سخنرانی کرد. در مورد مطالعات زنان در دانشگاه کالیفرنیا، سن دیگو؛ و در مورد تاریخ در شهر کالج نیویورک. او چندین کتاب دیگر درباره علم و همچنین «چهره‌های فمینیسم: بازتاب یک فعال در جنبش زنان» (1997) نوشت. او همچنین یکی از مقامات ارشد سازمان فمینیست های کهنه کار آمریکا بود.

آلیسون هیوز، مدیر سابق مرکز بهداشت روستایی در دانشگاه آریزونا، در یک مصاحبه تلفنی گفت: “او بسیار قوی و صریح بود.” او ذهن درخشانی داشت – او همه چیز را به چالش می کشید.

موریل فاکس، بنیانگذار سازمان ملی زنان، خانم توبیاس را «متفکر پیشرو در جنبش ما» نامید.

خانم فاکس گفت: «او همیشه به دنبال راه‌های جدید برای تفکر بود. “او یک شورشی بود.”


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم