بازگشت & زیبای خفته& بیداری مجدد باله شهر نیست

شفق به معنای سپیده دم است. در باله شهر نیویورک، شفق های قطبی – شاهزاده خانم در قلب “زیبای خفته” – و سپس ایندیانا وودوارد، رقصنده سبکی و شادی ذاتی وجود دارد. وودوارد بالرین جوانی است که رها شدنش به باله داستانی مانند «زیبایی» نه فقط مراقبت و سرزندگی، بلکه نوعی روح مدرن می دهد. آیا وودوارد تجسم ایده سپیده دم نیست؟ روش او برای ادغام حرکات و موسیقی بزرگتر از باله است: او با قلبی در حال گسترش، پر از امکانات و شروع های جدید می رقصد – نه تنها در او رقص، اما در دوره رقص.

وودوارد در بازگشت به نقش آرورا، که در سال 2019 در مقابل آنتونی هاکسلی برای اولین بار بازی کرد، جزئیات جدیدی را برای این شخصیت سرمایه گذاری کرد که ظاهراً برگرفته از شیوه زندگی او بود. او به تعادل های دشوار رز آداجیو نزدیک نشد – در یک بخش، چهار خواستگار به نوبت او را در یک دایره می چرخانند و او را برای مدت کوتاهی بدون تکیه گاه رها می کنند تا زمانی که نفر بعدی دست او را بگیرد – با ترس یا بدتر از آن، احساس اینکه او در حال بررسی است. عناصر فنی از فهرست خارج شدند، اما از هر کدام با ذوقی آفتابی استقبال کردند، حتی در لحظات ناراحتی.

او هرگز از پوینت نمی‌افتاد، اما با هر چرخش، شخصیت خود را نزدیک می‌کرد: زن جوانی که به تدریج ثبات می‌یابد در حالی که با نگاه درخشان به مرحله بعدی زندگی‌اش نگاه می‌کند. همانطور که باله از صحنه ویژن پیش می رفت – وقتی پری لیلاک به شاهزاده دزیره فاش می کند که شاهزاده خانم خوابیده منتظر است تا با بوسه او دوباره بیدار شود – تا مراسم عروسی، او صحنه را با سرعت و اصرار با استفاده از چشمانش روشن کرد. ستون فقرات او، حتی سرش را در حالی که می چرخید به عقب پرتاب می کرد تا به احساس شکوفا شود.

در پایان فصل زمستان سیتی باله، “زیبایی” که توسط پیتر مارتینز در سال 1991 طراحی شده بود، همچنین یک بازیگر زنده در شب افتتاحیه با مگان فیرچایلد در نقش آرورا، جوزف گوردون در نقش دزیره و میرا نادون به طرز دلربایی آرام و ماورایی در نقش پری یاس بنفش حضور داشت. ماریا کوروسکی، مدیر مشهور سابق شرکت، برای انتقام از نقش کارابوس شیطانی که با شادی شیطانی و پر زرق و برق بازی می کرد، بازگشت. شاهزاده در «زیبایی» کار زیادی برای انجام دادن ندارد، اما گوردون با جهش‌های بادگیر و شوق لطیفش مراسم عروسی را درخشان کرد.

و شفق قطبی فیرچایلد همچنان یکی از شفافیت های فوق العاده است. او هنوز دور همه می رقصد – با هوش، با نشاط و مانند وودوارد، احساس طلوع یک روز جدید.

این فصل همچنین شامل اولین حضور در نقش Aurora برای Unity Phelan و Isabella LaFreniere بود که پس از آخرین اجرای یکشنبه “Beauty” به همراه نادون، امیلی گریتی و رومن مجیا به رقصنده اصلی ارتقا یافت. فیلان، با اندرو وییت کهنه‌کار شرکت به‌عنوان شاهزاده‌اش، خوب می‌رقصید – نام تجاری درام او به طرز شگفت‌انگیزی بی‌تفاوت است و همین امر، همراه با سیال بودن اندام‌هایش، شفق قطبی او را به جریان انداخت.

این اولین قدم برای فتح این نقش بود. اما اشکالاتی وجود داشت. در حین تعادل تفرجگاهی در رز آداجیو، به نظر می‌رسید که او چنان می‌ترسید که دست‌های خواستگارش را از دست بدهد که چانه‌اش بالا و پایین می‌رفت. اما بعدها که کم و بیش صحنه را برای خودش داشت، با ذوق حرکت کرد. از بسیاری جهات، تفسیر او مانند رقص او بود – با گذشت زمان رشد کرد. شراکت ویت، آرام و مطمئن، یک مزیت بود – این جفت به روشی هماهنگی پیدا کردند که لافرنیر و پیتر واکر، اولین حضور خود را به عنوان شاهزاده، نداشتند.

برای رقصنده ای غنایی مانند لافرنییر، آرورا چالش هایی را به وجود آورد. تعادل ابتدایی او پر از مشکلات بود و لحظات دیگری نیز وجود داشت که به نظر می‌رسید پای تکیه‌گاهش می‌لرزید و جای خود را به لغزش‌هایی می‌داد که باعث می‌شد ارتباط او با موسیقی حل نشده باشد. تغییرات او در صحنه‌های Vision و Wedding جنبه مطمئن‌تری از رقص او را نشان می‌داد – قوی، براق، کشیده.

هوای اسرار آمیز ذاتی واکر در صحنه ویژن بهتر از صحنه عروسی عمل کرد. غواصی ماهی های این زوج عجیب بود – به جای اینکه لافرنییر با حمایت واکر به آرامی در موقعیت غواصی حرکت کند، بدنش با لکنت در جای خود قرار گرفت. اما پری یاس بنفش نادون، پر از وسعت و شکوه، پاک نشدنی بود. روشی که او درنگ کرد و از میان پله‌ها سر خورد و آن‌ها را مانند مروارید به هم متصل کرد، شما را به این فکر انداخت که آیا پری یاس بنفش، نه شفق قطبی، ستاره نمایش است.

گریتی، که اولین بازی یاس بنفش را نیز داشت، دوست‌داشتنی بود، به‌ویژه برای استفاده خوب و تزلزل‌ناپذیر از بازوهایش و جذابیت کلی‌اش. او ترکیبی از شهوتران و مستقر است – متعهد به مراحل و در عین حال بی سر و صدا بر آنها فرمان می دهد. امیلی کیکتا، که اولین بازی Lilac را در یک بازیگر دیگر بازی کرد، همیشه با استفاده از قد و قدرت خود فرمانده بود: او به زیبایی بزرگ می رقصد، او بدون زحمت موقعیت ها را نشان می دهد، اما با جریان بیشتر، او می تواند فک هایش را رها کند.

در یک باله داستانی، هر شخصیت، حتی شخصیت های کوچک، اهمیت دارند. اما با این تولید “زیبای خفته”، به نظر می رسد که بیش از حد بر غرایز رقصندگان سوار می شود. دیگر چگونه کریستینا کلارک در نقش ملکه – شاهانه و به زیبایی گوشه گیر – می توانست همان نقشی را ایفا کند که دیگران آنقدر شلوغ و پرحرارت بودند؟ برخی از کوئین ها بیشتر شبیه مادر صحنه بودند تا مادر شاهزاده خانم. کنتس یکی دیگر از افراد پرمشغله بود، در بازیگران دیگر: چشمانش را به طرز چشمگیری گرد می کرد، دستانش را با عصبانیت تکان می داد، در حالی که شاهزاده با بدخلقی فاصله اش را حفظ می کرد. آیا کسی می تواند او را سرزنش کند؟

مشاهده تغییرات برای پری ها نیز گاهی اوقات سخت بود. سرعت، اغلب شتابزده، بسیاری از آنها را به سرعتی ناخوشایند تبدیل کرد. افراد برجسته برجسته بودند، از جمله Nieve Corrigan (Vivacity) و Dominika Afanasenkov (سخاوت)، که ساخت یک پری یاسی آینده را در موسیقی، ظرافت و عظمت خود نشان داد.

در حالی که «زیبای خفته» لحظاتی را برای درخشش رقصندگان ارائه می‌دهد – برجسته‌ترین بخش آن سهم جورج بالانچین، موزیکال باشکوه «رقص گارلند» است – هنوز هم یک باله مارتینز است. از شلاق نمایشی و تکرار سنگین رنج می برد. سرعت برخی تغییرات در حالی که برخی دیگر از بین می روند. این بدترین رقص مارتینز نیست، اما بازگرداندن آن به صحنه به سختی نشانه شروع جدیدی برای شرکت است. بیشتر شبیه برعکس بالاخره چه زمانی فصل او باله شهری تمام می شود؟

از زمان استعفای مارتینز به عنوان رهبر City Ballet در میان اتهامات آزار و اذیت جنسی و آزار فیزیکی و کلامی در سال 2018، این شرکت در یک دوره تعدیل و تغییر بوده است. بررسی داخلی که توسط هیئت مدیره باله سیتی انجام شد، این ادعاها را تایید نکرد (و او آنها را رد کرده است). اما او در شب افتتاحیه در بین تماشاگران حضور داشت. ناراحت کننده بود

من متوجه شدم که “زیبایی” یک گاو نقدی است. تماشاگران، به‌خصوص اخیراً به نظر می‌رسد، تئاتر را پر می‌کنند – تا قایق‌ها! اما زمانی که بهترین بخش از یک تولید بلند، فراتر از بخش طراحی شده توسط بالانچین، صحنه‌ای کوچک با کلاه قرمزی کوچولو باشد، نشانه بدی است – در اینجا، بچه‌های کوچک روی صحنه می‌نشینند و درخت‌های کوچک را تکان می‌دهند در حالی که یک گرگ پرهیاهو در حال تکان دادن است. توسط قهرمان دوست داشتنی و شنل پوش ما با تکان دادن انگشت محکم ما توصیه می شود. همانطور که من می خواهم این باله بهتر شود، تماشاگران را نیز می خواهم دارند بهتر.

Nick Webster

مزاحم عمومی فن غذا. حلال مشکل بدون عذرخواهی کارآفرین. خواننده.

Discover the Thrill of شرط بندی انفجار and Win Big!
بازی انفجار: زندگی خود را به گشت و گذار موفقیت آنلاین ببرید
دفتر کار درسی: ابزاری کارآمد برای یادگیری و مطالعه
Welcome to the World of House for Sale Canada: Your Gateway to Dream Home Ownership
Welcome to Real Estate Canada: Exploring the Opportunities and Challenges
Welcome to the World of Houses for Sale in Canada
تماس با ما